Thursday, January 25, 2018

حالا یه رویا دارم یا لیدی درونم داره بیدار میشه

این روزا هروقت حالم خوب نیست یا خوابم نمی‌بره، خودم رو تصور می‌کنم که یه دامن رسمی تا زیر زانو پوشیدم، با یه تیشرت یا پیرهن دکه‌دار و روش هم یه کت، یه مدیرم (یا اونجوری که بیشتر دوست دارم: لیدر) تو یه کشور دیگه. صبح‌ها دوش گرفته و سرحال، میرم دفتر کارم و عصر بعد کار، لباس‌هام رو عوض می‌کنم، کتونی و شلوارک می‌پوشم و تو یه مسیر سبز یا ساحلی می‌دوم. به بعد از دویدن فکر نمی‌کنم زیاد، احتمالا خوابم می‌بره تا دویدنم  تموم بشه. دویدن تا حالا فِیوُریتم نبوده، دامن هم، حتی به کار کردن تو یه کشور دیگه هم فکر نمی‌کردم قبل‌تر، ولی تو رویام اینجوریم. و این رویا رو دوست دارم این روزا، تلفیقی‌ه از چیزهایی که دوست دارم و از بیرون ایران بودن که خانواده‌م بیشتر دوست دارن. حالا می‌تونم وقتی تو آینه خودم رو نگاه می‌کنم و اون لیدر موفق رو ببینم و این آرام‌بخشه.

No comments:

Post a Comment