فهمیدم که حرف زدن برام خیلی سخته، بیش از حد. قبلتر هم تا حدی میدونستم. مثلا وقتی باهاش بحثم میشد و کلی فکر میکردم چی بهش بگم و حرفهام رو آماده میکردم و بعد وقتش که میشد، با اینکه میدونستم چی میخوام بگم، کلی طول میکشید جملهها رو لبم بیان... حالا هم همینه. با اینکه دلم میخواد با الف و ع که میدونم وقت میذارن و گوش میکنن حرف بزنم، نمیتونم. فکر میکنم مثلا بیام بهشون بگم من دلتنگم؟ یا سردرگمم؟ خب که چی؟ من که میدونم این دوران باید بگذره، زیر و بمش رو که میدونم. دیگه چه حرفی؟ همین شد که اومدم اینجا. اگه نمیتونم حرف بزنم، حداقل بنویسم...
No comments:
Post a Comment