Friday, January 12, 2018

خوانده شدن یا نشدن...

همون بدو شروع وبلاگ‌نویسی مجدد سوتی دادم... 2تا پست گذاشتم، شب خوابیدم صبح بیدار شدم یادم افتاد آخ! نکنه هرچی نوشتم رفته باشه رو گوگل‌پلاس؟ که اومدم و دیدم بله، رو گوگل‌پلاسم شِیر شده و 6تا هم ویو داشته. هول برم داشت درش رو تخته کردم گفتم یه 2-3 ماه صبر می‌کنم آب‌ها از آسیاب بیفته، یا یه اسم جدید انتخاب می‌کنم یه وبلاگ جدید می‌زنم. نتونستم ولی. بعد چندســـال بالاخره همت کردم و بساطم رو آوردم اینجا، حس نوشتن برگشته، نمی‌تونم صبر کنم دیگه. یه هفته نشده برگشتم. صرفا می‌تونم امیدوار باشم اون 6 نفر آدرس وبلاگ رو یادشون نمونه یا دیگه چکش نکنن یا فکر کنن هروقت بنویسم میره رو گوگل‌پلاس که خب دیگه نمیره. 
مشکلم با خونده شدن نیست، با دونستن خونده شدنه. یعنی اینجوریه که وبلاگ‌نویسی برای حرف‌هاییه که گفتنش به دوستان سختمه. خب حالا اگه بدونم اینجا رو می‌خونن که باز همون اتفاق می‌افته، نوشتنش هم سخت میشه! برای همین هم دلم نمی‌خواد بدونم کیا می‌خوننم. یعنی با اینکه بخونن مشکل ندارم. فقط من ندونم می‌خونن که دچار خودسانسوری نشم. خلاصه که به سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید، مبادا که بدانم آمده‌اید.

No comments:

Post a Comment