Monday, August 21, 2023

روان با سوختگی درجه دو

 مجموعه ویدیوی «احساسات چگونه کار می‌کنند؟» یک قسمت دارد به نام درد هیجانی و آسیب‌پذیری. حرفش این است که یک وقت‌هایی اتفاقی برایمان می‌افتد که روانمان زخمی می‌شود، دچار جراحت روانی می‌شویم و دلمان می‌خواهد از دیگران فاصله بگیریم. اتفاقا، واکنش مراقبت‌کننده و درستی هم هست. شبیه پوست سوخته با درجه سوختگی بالا که حساسیتش بالا رفته و هر لمس سطحی و آرامی هم برایش دردناک است، روان آدمی هم بعد از تروما، بعد از زخم روانی، نسبت به هر اتفاقی، آسیب‌پذیر می‌شود. فاصله گرفتن از دیگران، راه سالمی است که از روانمان تا زمانی که زخمش کمی التیام بیابد مراقبت کنیم.

این روزها در چنین حالی‌ام. آسیب‌پذیر، با آستانه تحمل پایین. تجربه کمترین سطح احساسات ناخوشایند برایم به شدت آزاردهنده است. اینستاگرام را لاگ‌اوت کرده‌ام، پیگیری اخبار را برای اولین‌بار کنار گذاشته‌ام و حتی بی‌صبرانه منتظرم فردا بروم لپ‌تاپ شرکت را تحویل بدهم تا دیگر همکارهایم را هم نبینم. تغییر خاصی در هیچ‌کدام اینها اتفاق نیفتاده. کسی با نیت آزاردن من پست یا استوری نمی‌گذارد. اخبار به همان اندازه قبل سیاه است. همکارانم مثل همیشه سعی می‌کنند حامی و هم‌دل باشند، منتها حرف‌های با محبتشان این حس را بهم می‌دهد که ساده یا بی‌تجربه فرضم کرده‌اند یا حداقل حرفم را نمی‌فهمند.

این یک ماه بیکاری در شهریور فرصت خیلی خوبی است برای اینکه در غار تنهایی‌ام بمانم و از زخم‌های روانم مراقبت کنم تا کمی التیام یابند. این روزها آن‌قدری که تعامل با آدم‌ها برایم سخت است، تنها بودن و انجام امور روزمره سخت نیست. همین برایم نشانه‌ای است که نامش را افسردگی نگذارم. این‌طور نیستم که دلم بخواهد در تخت بمانم و هیچ کاری نکنم. هدف و برنامه‌ام در ذهنم روشن است. قصد ندارم یک ماه تعطیلی‌ام را به بطالت بگذرانم. برعکس، حالا که می‌دانم پناه گرفتن در غار تنهایی، رفتار درست و سالمی است، می‌خواهم بی که تلاشی برای رفتن به جمع بکنم، از وقت‌های معاشرت هم برای کارهای مفیدتر استفاده بکنم.

No comments:

Post a Comment