Tuesday, August 21, 2018

فکر نکنم تو از چیزی بترسی...

چند ماه پیش داشتم با یکی از دوستان ۳-۴ سال کوچیکتر در مورد یه موضوع یا موقعیتی صحبت می‌کردم که الان هیچ یادم نمیاد چی بود. یه جا دوستم پرسید: نترسیدی؟ بعد همون موقع قبل اینکه من فرصت کنم چیزی بگم، خودش گفت: البته فکر نکنم تو از چیزی بترسی...
این حرفش خوب یادم مونده و فکر نکنم به این زودی یادم بره.
با اینکه گاهی می‌ترسم و همین چندوقت پیش بود که فکر می‌کردم خسته شدم از این خم به ابرو نیاوردن و پنهون کردن ترس، هنوز خوشحال می‌شم از اینکه از نگاه دیگران نترسم.
با اینکه می‌دونم شاید این ناز نکردن‌ها و دلبری ندونستن‌ها تو یه سری مشکلاتم تاثیر دارن، هنوز خوشحال می‌شم وقتی بهم میگن بویی از ظرافت‌های زنانه نبردم...
خوشحالی‌هایی که ناخودآگاهه

No comments:

Post a Comment